![]() |
![]() |
|
|
اینم یه زنگ واسه موبایل
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه کاظم و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من
عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار
عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعنی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد. از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان. از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است . از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است. از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد. از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست. از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد. از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد. از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد . از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود. از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد. از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود. از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:40 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:39 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
وقتی که بارون میاد
به تعداد قطراتی که میتونی بگیری دوستم داشته باشم وبدون به تعداد قطراتی که نمیتونی بگیری دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:34 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:30 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
هنوزم عاشقم خیلی زیاد بیشتر از اون یکه فکرشم بکنی.¯) `*.¸.*´ ¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`• _____****__________**** ___***____***____***__ *** __***________****_______*** _***__________**_________*** _***_____________________*** _***_____________________*** __***___________________*** ___***_________________*** ____***______________ *** ______***___________*** ________***_______*** __________***___*** ____________***** _____________*** ______________* |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 7:32 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
دل نوشته های خود را در کاغذی نوشتم
اما بعد از من آن کاغذ چه شد امروز آن کاغذ فقط یک کاغذ مچاله است اگه دوست دارین نگاهی به این کاغذ مچاله بندازین اینجا کلیک کنید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 2:38 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش تا كه پي در پي دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد تا بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را ... یک نصیحت:مواظب خودت باش...! یک خواهش:اصلا عوض نشو...! یک آرزو:فراموشم نکن ....! یک دروغ:دوست ندارم...! یک حقیقت:دلم برات تنگ شده....! ویک رویا:تورو داشتن....! از روي احساس دلم عاشق يك نگاه شدم اما حالا حس مي كنم اسير اشتباه شدم من بي وفاتر از خودت تو زندگيم نديده ام به اعتماد چشم تو ببين كجا رسيده ام
در مشرق عشق دشت خورشيد تويي در باغ نگاه ياس اميد تـويـي در بين هزار پونه آنكس كه مرا چون روح نسيم زود فهميد تويي نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را
|
|||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
لینک من لینک تو لینک ما با همه برای تبادل لینک موافقیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 5:38 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
یه فلش عشقی خیلی باحال و کم حجم
با نام عشق کاری از گوه ۱+۶ عشق یعنی دل رو به دست تو سپردن عشق یعنی غصه ی دنیا رو نخوردن |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
با یه رنگ سرخ زیبا مث برگای شقایق تو دفترعشق نوشته غم و غصه مال عاشق نوشته عاشق همیشه توی بحر غم میمونه دل عاشق هم نمیشه آواز شادی بخونه آواز شادی بخونه آخه اونکه جون و قلبش توی زندونی اسیره توی این زندون نباشه تفلکی دلش میگیره این دله عاشق همیشه واسه عشقش بیقراره واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره همیشه چشم انتظاره دل اون خیلی شبا رو مونس غصه و درده چراغ شادی قلبش عمریه خاموش و سرده میشه خوند از تو نگاهش همه ی دردا رو با هم چشماش هم همیشه داره راز غصه ها رو با غم رازغصه ها رو با غم آخه اونکه جون و قلبش توی زندونی اسیره توی این زندون نباشه تفلکی دلش میگیره تو دفترعشق نوشته عاشقا ساده و پاکند توی راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکند ساده ساده مثل خاکند ساده ساده مثل خاکندعاشقا همیشه پاکند تا همیشه سینه چاکند ساده ساده مثل خاکند |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 4:9 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
عشق
الهام رؤیا هاست هیجان رقص است موسیقی آوازهاست عشق احساس قلب است
عشق
|